بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > ژان پیاژه و نقش نمادها در اندیشه‌ی یونگ

ژان پیاژه و نقش نمادها در اندیشه‌ی یونگ


ژان پیاژه و نقش نمادها در اندیشه‌ی یونگ

در مورد کارل گوستاو یونگ ما با یک نظریه‌ی کاملا جدید اندیشه‌ی نمادین مواجه می‌شویم، نظریه‌ای که با یک تلقی نوین از ناخودآگاه پیوند دارد. یونگ بر فروید خرده‌ می‌گرفت که عرصه‌ی ناخودآگاه را با محدودکردنش به تجربه‌های گذشته‌ی سرکوب‌شده تنگ کرده است. در کنار این «ناخودآگاه فردی»، تعداد قابل‌توجهی از عناصر وجود دارند که هرگز آگاهانه نبوده‌اند و نمی‌توانند چنین باشند، زیرا آنها هنوز با واقعیت سازگار نشده‌اند. این عناصر، برخلاف ناخودآگاه فردی که متشکل از یادهایی است که از فردی به فرد دیگر متغیّر است، مقدم بر همه‌ی آگاهی‌‌ها هستند و میان همه‌ی افراد مشترک‌اند و لذا مقوّم یک «ناخودآگاه جمعی‌»‌اند («جمعی» به‌معنای کل و نه اجتماعی). مشخصه‌ی این عناصر گرایش‌های سرشتی و وراثتی نیرومندی‌اند که بر رفتارهای اصلی نوع بشر، از پایه‌ای ترین غرایز تا عالی‌ترین و برجسته‌ترین گرایش‌های عرفانی، حکم‌فرمایی می‌کنند. پس تفکر نمادین بسان آگاهی پایه‌ای این واقعیات درونی نمود می‌یابد. به نزد یونگ، در بنیاد نمادپردازی فردی متغیر و ظاهری یک نمادپردازی جمعی وجود دارد که زبان واقعی روح انسان است. یونگ با الهام از این فرضیه‌ی گسترده، کاوشی وسیع را در خصوص شایع‌بودن نمادها آغاز کرد، او رویاهای معمول و خیال‌بافی‌های بیمارگونه (کارهای او در باب اسکیزوفرنی مشهور است)، نمادهای عرفانی، نمودهای نمادین بی‌شمار در اسطوره‌ها، مناسک و شعائر دنی مردمان بدوی و شرقی را گردآوری می‌کرد، در یک کلام او با شکیبایی خستگی‌ناپذیر و معرفت انبوه در جست‌و‌جوی رویاهایی بود که نمادهای اصلی نوع بشر را برساخته‌اند. اندیشه‌ی نمادین جمعی، در نزد یونگ، با مرحله‌ی نخستین اندیشه‌ی بشر انطباق دارد با زمانی که علقه‌ی تمدن هنوز تسخیر جهان خارج نبود، زمانی که تمدن به درون معطوف بود و در پی آن بود که کشفیات روانیِ حاصل از این درون‌نگری را در قالب اسطوره بیان کند. بنابراین نمادهای عمومی اصلی وراثتی‌اند. یونگ آنها را «صورت‌های ازلی گونه‌های کهن آگاهی»، «شرایط فطری شهود» و «تعیّنات پیشینی کل تجربه» می‌نامید. اینک او آنها را تجلّی «کهن‌الگوها» می‌نامد، یعنی نظام‌های عاطفی و بازنمودی مقوِّم «دیرین‌روان». این تلقی راه‌حلی نوین برای مسئله‌ی سرشت و رواج‌داشتن اسطوره‌هاست. یونگ به‌جای اینکه آنها را همچون ماکس مولر «بیماری زبانی»‌ای بنگرد که صاحب یک کانون اشاعه‌ی هندو-ژرمنی واحد هستند، یا همچون اندرو لانگ آنها را بازمانده‌های نهادهای جوامع بدوی که در همه‌ی جوامع مشترک‌اند بنگرد، رواج اسطوره را ناشی از این واقعیت می‌داند که آنها مقوّم آگاهی همرس کهن‌الگوهای واحدی‌اند که در ذات یک ناخودآگاه جمعی واحد جای دارد، ناخودآگاهی که در نهاد آدمی نهفته است.
 

منبع:

Piaget, Jean. Play, Dreams and Imitiation in Choldhood. Routledge. 1999. P. 195-6.


کلمات کلیدی: ژان پیاژه، کارل گوستاو یونگ، نمادها، روانکاوی